عشق و آثار آن در زندگي انسان
تاریخ : شنبه، 19 تير ماه ، 1389
موضوع :


عشق است كه دل را دل مي­كند و اگر عشق نباشد، دل نيست؛ آب و گل است. از جمله آثار عشق، نيرو و قدرت است. محبت، نيرو آفرين است. جبان را شجاع مي­كند. عشق و ....


محبت، سنگين و تنبل را چالاك و زرنگ مي­كند و حتي از كودن، تيزهوش مي­سازد. عشق است كه از بخيل، بخشنده و از كم طاقت و ناشكيبا، متحمل و شكيبا مي­سازد. عشق، نفس را تكميل و استعدادهاي حيرت­ انگيز باطني را ظاهر مي­سازد.

اثر عشق از لحاظ روحي، در جهت عمران و آباداني روح است و از لحاظ بدن، در جهت گداختن و خرابي. اثر عشق در بدن، درست عكس روح است. عشق در بدن، باعث ويراني و موجب زردي چهره، لاغري اندام و سقم و اختلال هاضمه و اعصاب است. شايد تمام آثاري كه در بدن وجود دارد، آثار تخريبي باشد، ولي نسبت به روح چنين نيست؛ تا موضوع عشق چه موضوعي و تا نحوه استفاده شخصي، چگونه باشد؟

علاقه به شخص يا شيء، وقتي كه به اوج شدت برسد؛ به­ طوري كه وجود انسان را مسخر كند و حاكم مطلق وجود او گردد، عشق ناميده مي­شود. عشق، اوج علاقه و احساسات است. احساسات انسان انواع و مراتب دارد. برخي از آنها از مقوله شهوت و مخصوصا شهوت جنسي است و از وجوه مشترك انسان و ساير حيوانات است.

عشق و محبت، تنها منحصر به عشق حيواني جنسي و حيواني نسلي نيست؛ بلكه نوع ديگري از عشق و جاذبه هست كه در جوي بالاتر قرار دارد و اساسا از محدوده ماده و ماديات بيرون است و از غريزه­اي ماوراي بقاي نسل سرچشمه مي­گيرد و در حقيقت، فصل مميز جهان انسان و جهان حيوان است و آن عشق معنوي و انساني است؛ عشق ورزيدن به تمام فضايل و خوبي­ها و شيفتگي سجاياي انساني و جمال حقيقت. انسان نوعي ديگر احساسات دارد كه از لحاظ حقيقت و ماهيت، با شهوت مغاير است. بهتر است نام آن را عاطفه و يا به تعبير قرآن، «مودت» و «رحمت» بگذاريم.

(جاذبه و دافعه علي(ع)، شهيد مطهري، صص 43- 58)







منبع این مقاله : حدیث مهتاب
http://www.siteshoma.com

آدرس این مطلب :
http://www.siteshoma.com/modules.php?name=News&file=article&sid=92